رابطه مقایسه منفی با دیگران و حسادت
حسادت يعني خوشحال نشدن از موفقيت ديگران و در حالات افراطي حتي به شعف آمدن از شکست آنان. يکي از مهمترين علل رشد اين پديده در جوامع انساني مقايسه شدن افراد با يکديگر است. مقايسههايى که معمولا به بهترى و بدترى، مهترى و کهترى انسانها و بهدنبال آن به تحسين و يا تحقير آنان مىانجامد. در ادبيات ما مولانا يکي از کساني است که با استناد به يکي از اسطورههاي مذهبي، به مذموم بودن عمل مقايسه کردن اشاره ميکند. آنجا که شيطان تنها فرشتهاى است که از امر خداوند مبنى بر سجده کردن به انسان سر باز ميزند و اينگونه استدلال ميکند که آدم از جنس خاک و او از جنس آتش ساخته شده و آتش از خاک برتر است. در دفتر اول مثنوي چنين ميخوانيم:
«اول آن کس کين قياسکها نمود
پيش انوار خدا ابليس بود
گفت نار از خاک بىشک بهتر است
من ز نار و او ز خاک اکدر است»
چرا مقايسه به حسادت ميانجامد؟
انسان براى رشد و شکوفايى نيازمند اعتماد به نفس است که آن نيز از طريق تشويق بجا و بهموقع بهويژه در زمان کودکى و نوجوانى حاصل مىشود. نياز به تشويق، توجه و مطرح شدن نيازى است طبيعى که در تمامى انسانها کم و بيش وجود دارد و همين نياز، انگيزه پيشرفت انسان در زمينههاى مختلف زندگى بوده و هست. تشويق و توجه کافى در زمان کودکى مىتواند به تعديل اين نياز در بزرگسالى کمک نمايد و تحقير و سرزنش در زمان کودکي به اين نياز شدت ميدهد.
با يک نگاه ميتوان ديد کمتر کسى در ميان ما يافت مىشود که مورد مقايسههاي مکرر با ديگران قرار نگرفته و بهخاطر نقاط ضعفش تحقير و سرزنش نشده باشد. بهطور معمول اين مقايسهها از کودکي در بين خواهران و برادران و همچنين بچههاى هم سن و سال و در مدرسه بين شاگردان شروع شده و در بزرگسالى نيز بهگونهاى نامريى اما مستمر ادامه مىيابد. با توجه به اين که اکثر اوقات کسانى در اطراف ما هستند که در يک يا چند مورد از ما قابلتر و موفقترند، هميشه موردى براى مقايسه شدن و بهانهاى براى مورد سرزنش و تحقير قرار گرفتن پيدا مىشود و کسى را نيز از آن گريزى نيست. يک روز نقطه قوت ما را به رخ ديگرى مىکشند و او را تحقير مىکنند و کينه ما را در دل او مىنشانند و روز ديگر نقطه قوت ديگرى را به رخ ما مىکشند، ما را تحقير و کينه او را در دل ما مىنشانند و با هزار تأسف در بيشتر اوقات اين کار را چه مادر و پدر و چه معلمان- با نيت خير و در جهت ترغيب ما به بهتر شدن، انجام مىدهند.
با توجه به اين که مقايسه از کودکى شروع مىشود و اثرات مضر و مخرب خود را در همان زمان بر ما مىگذارد، تعديل آن نيز از زمان کودکى و از خانه و مدرسه شروع شود. البته براي کنار گذاشتن اين مقايسهها هيچوقت دير نيست.
عوارض مقايسه
• از بين رفتن اعتماد به نفس و احساس حقارت: با توجه به اينکه اعتماد به نفس از طريق تشويق بجا در انسان بهوجود مىآيد، وقتى مورد مقايسه و تحقير قرار گرفتيم بهتدريج اعتماد به نفس خويش را از دست خواهيم داد.
• نياز به شنيدن تعريف و تمجيد و مطرح شدن: بدون شک مقايسه و مورد تحقير قرار گرفتنهاى متوالى زخمهايى در روح بهوجود مىآورند. هر زخمى مرهمى طلب مىکند و مرهم زخم حقارت، شنيدن تعريف و تمجيد و جلب توجه کردن و مطرح شدن است. در حقيقت نياز به شنيدن تعريف و تمجيد سکهاى است که روى ديگر آن عدم تحمل انتقاد است و ايندو با هم نسبت معکوس دارند يعنى هرچه افراد جامعهاى تحمل بيشترى براى پذيرش انتقاد داشته باشند، بههمان ميزان کمتر از تعريف و تمجيدهاى افراطى و ستايشهاى اغراقآميز و دروغين خوشحال مىگردند و بالعکس افرادى که تحمل کمترى براى شنيدن انتقاد دارند، لذت بيشترى از شنيدن تعريف و تمجيد مىبرند.
• تلاش در کسب چيزهاى افتخارآميز و احترامآور: از آنجايى که انسان نيازمند احترام و تأييد ديگران است به دنبال کسب چيزهايى مىرود که در جامعه ملاک ارزش و احترام است. با توجه به اينکه ثروت و به دنبال آن موقعيت اجتماعي معيار ارزش در جوامع غيراخلاق مدار است، اکثريت به دنبال آن مىروند. فراهم نبودن شرايط و امکانات برابر براى همگان باعث مىشود که عدهاى از راههاى نادرست و با فدا نمودن ارزشهاى انسانى به کسب اين ارزشها بپردازند. عدم موفقيت در اين راه باعث بهوجود آمدن احساسات منفى چون کينه، نفرت، سرخوردگى، يأس و پوچى در افراد اين جوامع ميگردد. در جوامعي که احترام اشخاص ارتباط چندانى با ثروت و مقام و موقعيت آنها ندارد، يعنى کسى به خاطر نداشتن ثروت زياد يا نداشتن تحصيلات عاليه و يا داشتن مشاغلي که با معيارهاي جامعه پايين قلمداد ميشود، مورد تحقير قرار نمىگيرد، مردم ثروت را براى بهرهمند شدن هرچه بيشتر از نعمات ورفاه زندگى ميطلبند. در اکثر مواقع وقتي به دنبال کسب علم ميروند که به آن علاقه داشته باشند.
• کتمان، تظاهر، دروغ و تقليد: ترس از مقايسه شدن با ديگران و مورد تحقير قرار گرفتن باعث مىشود که افراد علاوه بر تلاش در بالارفتن از پلههاى هرم اجتماعى، به کتمان ناداريهاي مادي و علميخود پرداخته و يا تظاهر به داشتن آنها نمايند. اصطلاحاتى چون قمپز در کردن، خالىبندى، پز عالى، جيب خالى و... در همين رابطه مورد استفاده قرار ميگيرد. اين ترس هم چنين باعث ميشود که مردم صورت خود را با سيلى سرخ نگاه داشته و به تقليد از سبک زندگى کسانى بپردازند که در سطوح بالاترى بوده و مورد تقدير و توجه جامعه هستند. بهعلاوه در جوامعى که افتخار و ننگ يک فرد افراد خانواده و فاميل را نيز تحت تاثير قرار ميدهد، دروغ گفتن در مورد نقاط ضعف و کمبودهاى خانواده و بستگان و خالىبندى در مورد آنان نيز رواج مىيابد.
• کنجکاوى، مچگيري و قضاوتگرى: کنجکاوى چيزى نيست جز نياز شديد به دانستن چيزها. پيشرفت بشر در بسيارى از زمينهها تا اندازه زيادى مديون حس کنجکاوى اوست. اما کنجکاوى که در اينجا مورد نظر است و يکي ديگر از ويژگيهاي بارز و ناپسند است، علاقه به داشتن اطلاعات در مورد کسانى است که با ما منافع مشترکى داشته و احتمال دارد که با ما مقايسه شوند. مانند همکلاس، همکار، همسايه، فاميل و... بهطور معمول اين اطلاعات شامل ميزان در آمد آنها، چيزهاى تازهاى که خريدهاند، محلى که تعطيلات خود را در آنجا گذراندهاند، مدارک و مدارجى که گرفتهاند و... است. نحوه بروز اين کنجکاوى با مطرح کردن سوالات متعدد بهگونهاى مستقيم و يا غيرمستقيم از خود افراد و يا از اشخاص ديگر است. مخفي نمودن نقاط ضعف و خالىبندى در مورد نقاط قوت که شرح آن گذشت خود منجر به مشکوک شدن افراد نسبت به يکديگر شده، کنجکاوي را بيشتر تحريک مينمايد و باعث مىشود که حالت مچگيرى نيز در افراد نسبت به هم بهوجود بيايد. اين پديده باعث ميشود که گاه فقط با ديدن يک مورد يا شنيدن يک جمله يا نقل قول در مورد يک شخص که مغاير تصورى است که او از خود در ما ايجاد کرده است، درباره او قضاوت کرده و حکم صادر نماييم.
• تحريک احساس برترى و کهترى: طبيعتا اين مقايسهها در ذهن ما باعث مىشود که ما در برابر افرادى که بههر دليلى چه مادى و چه معنوى بالاتر از ما هستند ناخودآگاه احساس کهترى، عدم اعتماد به نفس و به دنبال آن نگرانى يا هراس نموده و در مقابل کسانى که از ما پايينترند احساس آرامش بيشتر، اعتماد به نفس و يا غرور کنيم.
• توهم و تفسير اعمال ديگران: اين شرايط به ايجاد توهم و شک در ما منجر شده و باعث مىشود رفتارها و گفتارهاى ديگران بر مبناى فاصلهاى که آنان نسبت به ما در هرم اجتماعى دارند تفسير کنيم. بدين معنى که مثلا اگر فردى که همرده و همکار ماست ما را مورد تمسخر قرار دهد، اهميت چندانى ندهيم و گاهى با او همکلام نيز بشويم. اما انجام همين عمل را از جانب شخصى که در رده پايينترى از ما قرار دارد حسادت تلقي کنيم و از جانب شخصى که در رده بالاترى از ما قرار دارد توهين. چرا که ممکن است او با اين عمل قصد نشان دادن و بهرخ کشيدن موقعيت خود و در نتيجه تحقير ما را داشته باشد.
• مقايسه دايميخود با ديگران: مورد مقايسه قرار گرفتنهاى متوالى باعث مىشود که اگر کسى هم ما را مورد مقايسه قرار ندهد، خودمان اينکار را انجام دهيم. بدين معني که ديگران را از نظر شغل، در آمد، همسر و فرزندان و. .. با خود مقايسه کرده و عوارض ناشي از آن را در صورت برتر نبودن متحمل گرديم.
براي مقابله با گسترش اين احساسات ناپسند که عوارض زيادي در زندگي ما به جا خواهد گذاشت بياييد از مقايسه کردن هر انسان با انسان ديگر اجتناب نماييم و با اين عمل موجبات رشد و شکوفايى بيشتر در تمامى افراد جامعه را در هر سن و شرايطى فراهم آوريم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20:5 توسط زهرا اسلامی
|
نویسنده وبلاگ: