|
فناوريهاي رسانهاي و ايفاي نقشهاي فرهنگي-چالشها و راهبردهايي در توسعه فرهنگي. نوشتة دكترناصر باهنر* |
|
مقدمه
مفهوم توسعه در واقع بخشي از تاريخ رشد صنعتي اروپا از قرن هجدهم به بعد است كه اين رشد در اغلب موارد در طبقات بالاي اجتماعي صورت پذيرفت ولي براي اكثريت مردم دستاوردهاي متفاوت فرهنگي و اخلاقي به همراه داشت. با پايان جنگ جهاني دوم، بازنگري در روشهاي سنتي تفكر پيرامون اقتصاد جامعه و ارتباطات ميان ملتها پديدار شد و نظريههاي پيشين گذشته توسط ملتهاي از بند آزاد شده در خارج از اروپا مورد انتقاد و ترديد جدي قرار گرفت تا جايي كه نياز به يك نظم اقتصادي بينالمللي نوين مطرح شد.
ايجاد نظم اقتصادي بينالمللي رهين عوامل مختلف علمي، فرهنگي ـ اجتماعي است كه امروزه در مقولة توسعه مدنظر قرار گرفتهاند. توجه خاص به علم و فناوري در توسعه، بسياري از مسائل آن را حل كرده است، اما دغدغههاي ديگري از قبيل تخريب فرهنگهاي سنتي و تحقير ساير اشكال علم را سبب شده است. برپاية اين نگرانيها، پرسشهايي از سوي كشورهاي در حال توسعه مطرح شد كه حكايت از ابهامهاي جدي در فرايند توسعه را داشته است. سؤالاتي از اين دست: آيا علم و فناوري با ريشهاي كه در غرب دارد، در ساير نقاط دنيا قابل تعميم است؟ آيا خطر مصالحه در خصوص هويت فرهنگي، ارزش نتايج مورد انتظار را دارد؟ آيا توجه به اشكال پيشين علم و تكنيكهاي سنتي ماية حفظ هويت فرهنگي، كسب اعتماد، مشاركت ملي و ايجاد توازن خواهد بود؟ و نيز اين كه در محيط جديد توسعه فرهنگي براي رسانهها چه نقشهاي فرهنگي مؤثر و متعهدانهاي وجود دارد؟

