این معماری که در اصل میتوان گفت بعد از معماری Client/Server بوجود آمد برگرفته شده از ایده معماری چند لایه (Multi tire)میباشد. در این معماری بر خلاف مدل دو لایه که باعث افزایش ترافیک بر روی شبکه و کاهش شدید انعطاف پذیری در سیستمها میشود، پروژههای نرم افزاری در سه لایه اصلی بنام User Layer و Business Layer و Data Layer طراحی و پیاده سازی میشوند. این سه لایه هر کدام وظایف جداگانه و خاص خود را دارند و برگرفته شده از ایده ICها در مدارات الکترونیکی میباشد. زیرا در چنین سیستمهایی کارشناسان میتوانند در صورت تغییرات که میتواند کوچک یا بزرگ باشد در هر لایه این تغییرات را اعمال نمایند بدون اینکه نیاز به تغییر در لایههای دیگر باشد یا کمترین تغییرات متوجه لایه دیگر میشود. بعنوان مثال امروزه در سیستمهای مدرن بانکی قوانین تغییرات زیادی را دارند که اگر از معماری دو لایه استفاده شود جهت اعمال این تغییرات نیاز همه تغییرات فراوانی در فایلهای اجرایی (Clientها) یا بانک اطلاعاتی و نصب مجدد آنها برای تمامی کاربران در شبکه میباشد ولی در روش سه لایه اگر به فرض نرخ ارز یا فرمول محاسبه شود تغییر کند با اعمال تغییر در لایه میانی ( Business) و عوض کردن این لایه با ویرایش جدید تمامی سیستمها بدون آنکه متوجه تغییراتشان و یا نیاز به نصب مجدد داشته باشند میتواند با سیستم جدید ارتباط برقرار کنند.
معماري هر سيستم توصيفي از ساختار و رفتار سيستم که بيشترين تاثير را بر عمکرد سيستم دارند به دست مي دهد. به عبارت ديگر توصيف بخشهايي از سيستم که بر عرض (مجموعه موارد کاربرد) نرم افزار و يا طول (طول عمر، مدت استفاده و نگارشهاي مختلف) نرم افزار تاثير بسزايي دارند بر عهده معماري نرم افزار است. معماري هر سيستم شمايي کلان از اجزاء سيستم و ارتباط آن اجزاء را به دست مي دهد. در فرآيند طراحي سيستمهاي بزرگ در صورتي که معماري مناسبي جهت کاربرد موردنظر طراحي نشده باشد احتمال شکست سيستم به شدت افزايش مييابد و اين نکته اهميت معماري را در سيستم هاي امروزه به ما گوشزد مي کند.
هر کس دو روزش برابر باشد مغبون( ضرر دیده ) است . و هر کس روز دیگرش بدتر از گذشته باشد ، از رحمت الهی دور است و هرکس روز به روز در حال رشد و پیشرفت نباشد به سمت نقصان و از دست دادن در حرکت است و برای چنین کسی مرگ بهتر از زندگی است .
حضرت امام صادق (ع)



