دنياي كامپيوتر و ارتباطات - آيا تا به حال پيش از آنكه ديگران شما را نسبت به تحولات پيرامونتان آگاه كنند، خود به آن پيبردهايد؟ پس از يافتن آنها با گوشزد ديگران در چه مقطع زماني و با چه عملكردي به سراغ آنها رفته و ميزان تاثيرات آنها را بر زندگي خود به محاسبه و استنتاج نشستهايد؟
همه به خوبي ميدانيم كه ثبات جهان بر مبناي تغييرات و تحولات ساختاري است، و همان منشاء اكتشافات و اختراعات مداوم بشري و مبداء ماندگاري آثار مبدعه وي است.
از ديرباز تاكنون تحولات و تغييرات در جهان آثار مختلفي بر زندگي بشر گذاشته و آن را متاثر از خود ساخته است.
اين كه آثار يك اتفاق چه موقع به سراغ من يا شما ميآيند و زندگيمان را تحت تاثير خود قرار ميدهند مسئلهاي است كه شايد تخمين دقيق آن بسيار مشكل باشد، اما عنايت به دو نكته حائز اهميت است، يكي اين كه هر زمان كه باشد چه دور و چه نزديك در هر حال فرار از آن ممكن نيست پس بنا به گفته پيشينيان: «علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد.»
ديگر اينكه جهان امروز عنوان عصر ارتباطات و اطلاعات را به دوش ميكشد كه اين عنوان ساختاري نوين را براي زندگي بشري و حيات آن رقم زده كه بر همين اساس لحظهاي درنگ به مثابه شكافي به مقياس چند سال نوري است.
بنابراين با نگاهي عميق و دقيق به گفتهها و خبرها درمييابيم كه جهان امروز در حال تبديل شدن به دهكدهاي ديجيتالي بر پايه ارتباطات دوسويه است كه دو نقطه بسيار دور را در كمترين زمان همسايه يكديگر ميسازد و روابط فرامرزي را تعريف ميكند.
اهالي اين دهكده همان مردمان جهان هستند كه در تعريف جديد جامعه جهاني اطلاعات ناميده ميشوند؛ جامعهاي كه فناوري اطلاعات و ارتباطات مواد اوليه آن است.
در اين ميان سفينه فناوري راهي را ميرود كه سرنشينان خود يعني جامعه اطلاعاتي را به سرعت به نقطهاي دور برده و اغلب نيازهاي او را در نانو زماني برطرف ميسازد. تصور كنيد، شهري با ماهيت حقيقي در اين جهان با جلوه مجازي در همان شرايط بنا ميشود، افراد جامعه به مثابه شهرونداني با شخصيت مجازي در قالب شهروندان الكترونيكي براي زندگي الكترونيكي در اين فضا تربيت ميشوند تا از خدمات دولت الكترونيكي خود همچون تجارت الكترونيكي براي خريد و فروش روزمره و بانكداري الكترونيكي براي انجام تراكنشهاي معاملاتي لازم وابسته به آن استفاده كنند.
اين جامعه، آمادگي الكترونيكي لازم را براي شرايط جديد زندگي دارا ميشود و اين درست زماني است كه شهرهاي مختلف مجازي به يكديگر متصل و دهكده جهاني را ايجاد ميكنند.
زماني كه اين مقاله را ميخوانيد جامعه اطلاعاتي جهاني تجربههاي 5 ساله خود را بررسي ميكند تا با ترميم شكافهاي ديجيتالي موجود به آرمانهايي چون برابري شرايط غني و فقير و دسترسي آزاد به اطلاعات جهاني در كوتاهترين زمان دست يابد.
اينها از جمله اهداف سران كشورهاي جهان در لواي تشكيل جامعه اطلاعاتي جهاني به شمار ميروند.
با اين تفاصيل تحولات پيرامون شما امروز بزرگترين مدل خود را به معرض نمايش گذاشته است.
اين اتفاق بزرگ با عظيمترين صداها همراه شد؛ اما آيا شما آن را شنيديد؟ اجلاسهاي جهاني سران كشورهاي جهان در باره جامعه اطلاعاتي. ضرورت پرداختن به مسئله جامعه اطلاعاتي از آن جهت بسيار مهم است كه تمامي عرصههاي زندگي بشري را تحت تاثير خود دارد و دوري از آن موجب غفلت و نابودي و درك آن تنها با يك كليك امكانپذير است.
كليك يا تلنگر همان عملي است كه اشاره شما به صفحه كليد كامپيوتر آن را تعريف ميكند كه انجام آن گشايش پنچرهاي مملو از اطلاعات جديد از سراسر جهان را باعث ميشود.
دور ماندن از مسئله جامعه اطلاعاتي و تنبلي براي حركت در اين راستا شريان حياتي بشر را به زودي قطع كرده و علائم حياتي را محو ميسازد.
در آغاز هزاره سوم ديگر نميتوان بر مبناي اطلاعات سوخته به زندگي ادامه داد چرا كه مبناي سيستمهاي خدماتي سنتي كمكم به صفر و يك تبديل شده و شما هرگز نميتوانيد با ماشين به جدال و مباحثه بپردازيد مگر آنكه زبان آن را به خوبي بدانيد تا مشكل خود را برطرف سازيد.
در مجموع، درك مفاهيم جامعه اطلاعاتي و شهروندي الكترونيكي، امروز از ضروريات زندگي شهري و زندگي در عصر اطلاعات است و پذيرش بلادرنگ جامعه اطلاعاتي و آمادگي براي ورود به اين مجمع جهاني و سازگاري با شرايط حاكم بر آن طبق مصالح هر كشور و مباني ادبيات بومي از آن ضروريتر.
الهه السادات سيد موسوي
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان
کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید![]()



